وقتی که عاشقم شدی پاییز بود و خنک بود
تو آسمون آرزوت هزارتا بادبادک بود
تنگ بلوری دلت درست مث دل من
کلی لبش پریده بود همش پر ترک بود
وقتی که عاشقم شدی چیزی ازم نخواستی
توقعت فقط یه کم نوازش و کمک بود
چه روزا که با هم دیگه مسابقه می ذاشتیم
که رو گل کدوممون قایق شاپرک بود ؟
تقویم که از روزا گذشت دلم یه جوری لرزید
راستش دلم خونه ی تردید و هراس و شک بود
دیگه نه از تو خبری بود ، نه از آرزوهات
قحطی مژده و روزای خوش و قاصدک بود
یادم میاد روزی رو که هوا گرفته بود و
اشکای سرخ آسمون آروم و نم نمک بود
تو در جواب پرسشم فقط همینو گفتی
عاشقیمون یه بازی شاید ، یه الک دولک بود
نه باورم نمی شه که تو اینو گفته باشی
کسی که تا دیروز برام تو کل دنیا تک بود
قصه ی با تو بودن و می شه فقط یه جور گفت
کسی که رو زخمای قلب من مث نمک بود 

می خوام از تو بنویسم قلمم نمی نویسه
کاغذ نامه دیشب هنوز از اسم تو خیسه
وقتی از تومینوشتیم خونه هامون برکت داشت
ثابته میگن ستاره،با تو انگار حرکت داشت
اسم تو وقتی می اومد دریاها وایستاده بودن
کهکشونا واسه تعظیم پیش تو آماده بودن
یکی بود دو تا شدیم و بقیه هنوز نبودن
عمر عاشقی سر اومد،چقدر ادما حسودن
یه روزی من که نبودم اومدن قلبتو بردن
چشات از بس ساده بودن گول اون حرفارو خوردن
آخرین باری که دیدم توی چشمات خط خطی بود
جای خال توشهر گونت عکس بی معرفتی بود
با نگات واسم نوشتی دیگه از عشق خبری نیست
قبل از اون فهمیده بودم توی چشمات اثری نیست
روز سرمای نگاهت،داغه مثل روز برفی
نه اشاره ای،نه مکثی،نه تبسمی،نه حرفی
چشم تو نه تنها با من با تموم دنیا بد بود
اون که قلب تورو دزدید کارشو چه خوب بلد بود










